انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
furniture
اسباب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اسباب
- اثاثیه
- لوازم خانه
معنی و کاربرد
اسباب
noun — اسمEnglish meaningThe movable objects such as tables, chairs, and beds used in a room or house.
در معنای لوازم خانه
They bought new furniture for the living room.
آنها برای پذیرایی اسباب نو خریدند.
The furniture was old but clean.
اسباب خانه کهنه اما تمیز بود.
اسباب
noun — اسمEnglish meaningMeans or equipment for a purpose.
در ترکیب اسباببازی و اسباب سفر
He packed the equipment for the trip.
او اسباب سفر را بست.
They bought new furniture for the office.
آنها برای دفتر اسباب نو خریدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- furnishings
- equipment
- apparatus
ترکیبهای رایج
- furniture store
- set of furniture
یادداشت کاربرد
اسباب در ترکیب اسباببازی به معنای اسباببازی و در اسباب سفر به معنای لوازم است.
واژههای مرتبط
- furnishings
- equipment