انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
futile
بیهوده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیهوده
- بیثمر
- عبث
معنی و کاربرد
بیهوده
adjective — صفتEnglish meaningHaving no purpose or result; useless.
بینتیجه و بیفایده
All their efforts were futile.
تمام تلاش آنها بیهوده بود.
It is futile to argue with him.
بحث کردن با او بیهوده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- useless
- pointless
- vain
متضادها (انگلیسی)
- useful
- effective
ترکیبهای رایج
- futile attempt
- futile effort
یادداشت کاربرد
بیهوده صفت است؛ همین واژه بهعنوان قید نیز به معنای «بهعبث» به کار میرود.
واژههای مرتبط
- vain
- useless