انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
general
کلی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کلی
- عمومی
- همگانی
معنی و کاربرد
کلی
adjective — صفتEnglish meaningAffecting or concerning all or most people or things; not detailed or specific.
عمومی و مربوط به همه چیز
This is a general rule.
این یک قاعده کلی است.
He spoke in general terms.
او به صورت کلی سخن گفت.
The general public was invited.
عموم مردم دعوت شدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- universal
- overall
- broad
متضادها (انگلیسی)
- specific
- particular
ترکیبهای رایج
- in general
- general public
- general rule
یادداشت کاربرد
کلی یعنی عمومی و شامل همه؛ متضاد جزئی و خاص است.