پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

giant

غول‌پیکر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غول‌پیکر
  • تنومند
  • بزرگ‌جثه

معنی و کاربرد

  1. غول‌پیکر

    adjective — صفت
    English meaning

    Of enormous size or stature; gigantic.

    بسیار بزرگ‌پیکر

    • A giant tree stood there.

      درختی غول‌پیکر آنجا ایستاده بود.

    • The wrestler was a giant man.

      کشتی‌گیر مردی غول‌پیکر بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • colossal
  • huge

متضادها (انگلیسی)

  • small

واژه‌های مرتبط