انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
governor
فرماندار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرماندار
- والی
معنی و کاربرد
فرماندار
noun — اسمEnglish meaningThe official appointed to govern a province or region.
مقام رسمی ادارهٔ یک استان
The governor visited the flooded villages.
فرماندار از روستاهای سیلزده بازدید کرد.
A new governor was appointed last month.
ماه گذشته فرماندار جدیدی منصوب شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- prefect
- provincial ruler
ترکیبهای رایج
- provincial governor