پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

governor

فرماندار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرماندار
  • والی

معنی و کاربرد

  1. فرماندار

    noun — اسم
    English meaning

    The official appointed to govern a province or region.

    مقام رسمی ادارهٔ یک استان

    • The governor visited the flooded villages.

      فرماندار از روستاهای سیل‌زده بازدید کرد.

    • A new governor was appointed last month.

      ماه گذشته فرماندار جدیدی منصوب شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • prefect
  • provincial ruler

ترکیب‌های رایج

  • provincial governor

واژه‌های مرتبط