انگلیسیبه فارسیadverb — قید
gradually
بهتدریج به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بهتدریج
- کمکم
- تدریجا
معنی و کاربرد
بهتدریج
adverb — قیدEnglish meaningIn a gradual way; slowly over time.
بهآرامی و در طول زمان
The weather gradually improved.
هوا بهتدریج بهتر شد.
He gradually understood.
او بهتدریج فهمید.
هممعنیها (انگلیسی)
- slowly
- little by little
متضادها (انگلیسی)
- suddenly