انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
grandchild
فرزندزاده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرزندزاده
- نوه
معنی و کاربرد
فرزندزاده
noun — اسمEnglish meaningA child of one's son or daughter; a grandchild.
خویشاوندی
She loves her grandchild.
او فرزندزادهاش را دوست دارد.
Their grandchild lives abroad.
فرزندزادهشان در خارج زندگی میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- grandson
- granddaughter
واژههای مرتبط
- grandparent