پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

grandchild

فرزندزاده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرزندزاده
  • نوه

معنی و کاربرد

  1. فرزندزاده

    noun — اسم
    English meaning

    A child of one's son or daughter; a grandchild.

    خویشاوندی

    • She loves her grandchild.

      او فرزندزاده‌اش را دوست دارد.

    • Their grandchild lives abroad.

      فرزندزاده‌شان در خارج زندگی می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • grandson
  • granddaughter

واژه‌های مرتبط

  • grandparent