انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
grateful
قدرشناس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قدرشناس
- سپاسگزار
- شکرگزار
معنی و کاربرد
قدرشناس
adjective — صفتEnglish meaningFeeling or showing thanks; appreciative of kindness received.
کسی که ارزش نیکی دیگران را میداند
I am grateful for your help.
برای کمک تو قدرشناسم.
She was grateful for her friends.
او برای دوستانش قدرشناس بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- thankful
- appreciative
- obliged
متضادها (انگلیسی)
- ungrateful
ترکیبهای رایج
- deeply grateful
- grateful for
یادداشت کاربرد
قدرشناس به کسی گفته میشود که ارزش محبت دیگران را میداند.