پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

greasy

چرب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • چرب
  • روغنی

معنی و کاربرد

  1. چرب

    adjective — صفت
    English meaning

    Covered with or containing a lot of grease or oil; also smooth and flattering in speech.

    پرروغن یا خوش‌زبان

    • The food was too greasy.

      غذا بیش از حد چرب بود.

    • He wiped his greasy hands.

      او دست‌های چربش را پاک کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • oily
  • fatty
  • slick

متضادها (انگلیسی)

  • dry

ترکیب‌های رایج

  • greasy food
  • greasy hands

یادداشت کاربرد

چرب هم به معنای پرروغن و هم به معنای زبان‌باز و خوش‌بیان است.

واژه‌های مرتبط