انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
greasy
چرب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چرب
- روغنی
معنی و کاربرد
چرب
adjective — صفتEnglish meaningCovered with or containing a lot of grease or oil; also smooth and flattering in speech.
پرروغن یا خوشزبان
The food was too greasy.
غذا بیش از حد چرب بود.
He wiped his greasy hands.
او دستهای چربش را پاک کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- oily
- fatty
- slick
متضادها (انگلیسی)
- dry
ترکیبهای رایج
- greasy food
- greasy hands
یادداشت کاربرد
چرب هم به معنای پرروغن و هم به معنای زبانباز و خوشبیان است.