انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
green
سبز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سبز
معنی و کاربرد
سبز
adjective — صفتEnglish meaningOf the color between blue and yellow, like grass or leaves.
رنگی مانند رنگ برگ و چمن
The grass is green.
چمن سبز است.
She wore a green dress.
او یک پیراهن سبز پوشیده بود.
سبز
adjective — صفتEnglish meaningInexperienced or naive.
بیتجربه و تازهکار
He is still green at this job.
او هنوز در این کار بیتجربه است.
The new recruits are green.
سربازان تازهکار بیتجربهاند.
شکلهای واژه
- comparative
- greener
- superlative
- greenest
هممعنیها (انگلیسی)
- verdant
ترکیبهای رایج
- green light
- green tea
- green space
یادداشت کاربرد
سبز در فارسی هم رنگ است و هم به معنی نوپا و بیتجربه.