پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

groceries

خواربار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خواربار
  • خوار و بار
  • مواد غذایی

معنی و کاربرد

  1. خواربار

    noun — اسم
    English meaning

    food and household provisions; groceries

    خواربار فروشی

    • She bought groceries for the week.

      او خواربار هفته را خرید.

    • We need to stock up on provisions.

      باید خواربار ذخیره کنیم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • provisions
  • foodstuffs

واژه‌های مرتبط