پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

grow

روییدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • روییدن
  • رشد کردن
  • سبز شدن
  • بالیدن

معنی و کاربرد

  1. روییدن

    verb — فعل
    English meaning

    Of a plant, to develop and become larger over time.

    در رشد گیاهان

    • Wheat grows well in this soil.

      گندم در این خاک خوب می‌روید.

    • Flowers grow in the garden every spring.

      هر بهار در باغ گل می‌روید.

  2. روییدن

    verb — فعل
    English meaning

    To increase in size, amount, or maturity.

    در معنای رشد و بالیدن

    • Children grow quickly during their early years.

      کودکان در سال‌های نخست به‌سرعت رشد می‌کنند.

    • His business grew year by year.

      کسب‌وکار او سال به سال رشد کرد.

شکل‌های واژه

past tense
grew
past participle
grown

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sprout
  • flourish
  • develop

متضادها (انگلیسی)

  • wither
  • shrink

ترکیب‌های رایج

  • grow fast
  • grow up
  • grow well

واژه‌های مرتبط