پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

grow

بالیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بالیدن
  • رشد کردن
  • بزرگ شدن

معنی و کاربرد

  1. بالیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To increase in size, develop, or become larger over time.

    رشد کردن و بزرگ شدن

    • The tree grew tall in a few years.

      درخت در چند سال بالید و بلند شد.

    • Children grow quickly.

      کودکان به سرعت می‌بالند.

  2. بالیدن (به)

    verb — فعل
    English meaning

    To feel or show pride in someone or something.

    افتخار کردن به کسی یا چیزی

    • He prides himself on his work.

      او به کار خود می‌بالد.

    • We are proud of our history.

      ما به تاریخ خود می‌بالیم.

شکل‌های واژه

past tense
grew
past participle
grown

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • grow
  • flourish
  • thrive

متضادها (انگلیسی)

  • shrink
  • wither

ترکیب‌های رایج

  • grow up
  • grow quickly

یادداشت کاربرد

بالیدن هم به معنای رشد و بزرگ شدن و هم به معنای افتخار کردن به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط