انگلیسیبه فارسیverb — فعل
grow
بالیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بالیدن
- رشد کردن
- بزرگ شدن
معنی و کاربرد
بالیدن
verb — فعلEnglish meaningTo increase in size, develop, or become larger over time.
رشد کردن و بزرگ شدن
The tree grew tall in a few years.
درخت در چند سال بالید و بلند شد.
Children grow quickly.
کودکان به سرعت میبالند.
بالیدن (به)
verb — فعلEnglish meaningTo feel or show pride in someone or something.
افتخار کردن به کسی یا چیزی
He prides himself on his work.
او به کار خود میبالد.
We are proud of our history.
ما به تاریخ خود میبالیم.
شکلهای واژه
- past tense
- grew
- past participle
- grown
هممعنیها (انگلیسی)
- grow
- flourish
- thrive
متضادها (انگلیسی)
- shrink
- wither
ترکیبهای رایج
- grow up
- grow quickly
یادداشت کاربرد
بالیدن هم به معنای رشد و بزرگ شدن و هم به معنای افتخار کردن به کار میرود.