انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
guard
پاسدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پاسدار
- نگهبان
- محافظ
معنی و کاربرد
پاسدار
noun — اسمEnglish meaningA person who protects or keeps watch over a place or people.
کسی که از جایی یا کسی نگهبانی میکند
A guard stood at the gate.
نگهبانی دم دروازه ایستاده بود.
The guards searched every car.
پاسداران هر ماشین را بازرسی کردند.
محافظ
noun — اسمEnglish meaningSomeone or something that defends against danger.
دفاعکننده از چیزی
These forces are the guards of the border.
این نیروها پاسداران مرزند.
He is a devoted guard of the shrine.
او پاسداری فداکار از آن حرم است.
شکلهای واژه
- plural
- guards
هممعنیها (انگلیسی)
- watchman
- protector
- sentry
ترکیبهای رایج
- border guard
- security guard
- stand guard
یادداشت کاربرد
پاسدار به معنای نگهبان و نیز عضوی از سپاه پاسداران به کار میرود.
واژههای مرتبط
- protect