پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

guard

پاسدار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پاسدار
  • نگهبان
  • محافظ

معنی و کاربرد

  1. پاسدار

    noun — اسم
    English meaning

    A person who protects or keeps watch over a place or people.

    کسی که از جایی یا کسی نگهبانی می‌کند

    • A guard stood at the gate.

      نگهبانی دم دروازه ایستاده بود.

    • The guards searched every car.

      پاسداران هر ماشین را بازرسی کردند.

  2. محافظ

    noun — اسم
    English meaning

    Someone or something that defends against danger.

    دفاع‌کننده از چیزی

    • These forces are the guards of the border.

      این نیروها پاسداران مرزند.

    • He is a devoted guard of the shrine.

      او پاسداری فداکار از آن حرم است.

شکل‌های واژه

plural
guards

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • watchman
  • protector
  • sentry

ترکیب‌های رایج

  • border guard
  • security guard
  • stand guard

یادداشت کاربرد

پاسدار به معنای نگهبان و نیز عضوی از سپاه پاسداران به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • protect