پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

guarding

نگهبانی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نگهبانی
  • پاسداری
  • مراقبت

معنی و کاربرد

  1. نگهبانی

    noun — اسم
    English meaning

    The act of watching over and protecting someone or something.

    محافظت و مراقبت

    • The guards are on duty tonight.

      نگهبانان امشب نگهبانی می‌دهند.

    • He was assigned to guard the gate.

      او برای نگهبانی از دروازه گمارده شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • watch
  • protection
  • sentry duty

متضادها (انگلیسی)

  • neglect

ترکیب‌های رایج

  • stand guard
  • keep guard
  • guard duty

یادداشت کاربرد

نگهبانی به معنای پاسداری و محافظت از چیزی است.

واژه‌های مرتبط