انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
guarding
پاسبانی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پاسبانی
- نگهبانی
معنی و کاربرد
پاسبانی
noun — اسمEnglish meaningThe act of watching over and protecting someone or something.
مراقبت و محافظت
He was assigned to guard the gate.
او به پاسبانی دروازه گماشته شد.
Guarding the border is a hard duty.
پاسبانی از مرز وظیفهای دشوار است.
هممعنیها (انگلیسی)
- watch
- sentry duty
ترکیبهای رایج
- night guarding
- border guarding
یادداشت کاربرد
پاسبانی به معنای نگهبانی و محافظت است.