انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
guide
رهنمون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رهنمون
معنی و کاربرد
رهنمون
noun — اسمEnglish meaningA person or thing that shows the way; an adviser or leader.
راهنما و راهبر
He was a guide for the travelers.
او رهنمونی برای مسافران بود.
Reason is our guide.
خرد رهنمون ماست.
شکلهای واژه
- plural
- guides
هممعنیها (انگلیسی)
- leader
- adviser
- mentor
ترکیبهای رایج
- trusted guide
واژههای مرتبط
- راهنما