پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

happy

خوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خوش
  • شاد
  • خوشحال

معنی و کاربرد

  1. خوش

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling or showing pleasure and contentment; pleasant or favourable.

    حالت شادمانی یا خوشایند بودن چیزی

    • I am happy to see you.

      از دیدنت خوشحالم.

    • They had a happy life.

      آن‌ها زندگی خوشی داشتند.

شکل‌های واژه

comparative
happier
superlative
happiest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • glad
  • cheerful
  • pleased

متضادها (انگلیسی)

  • sad
  • unhappy

ترکیب‌های رایج

  • happy ending
  • happy birthday
  • happy with

یادداشت کاربرد

خوش در ترکیب‌ها معانی گوناگون دارد: خوش‌حال (happy)، خوش‌مزه (tasty)، خوش‌آیند (pleasant).

واژه‌های مرتبط