پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

harassment

مزاحمت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مزاحمت
  • آزار
  • دردسر

معنی و کاربرد

  1. مزاحمت

    noun — اسم
    English meaning

    annoying or disturbing behavior; nuisance

    مزاحمت تلفنی

    • He was accused of harassment.

      او به مزاحمت متهم شد.

    • Noise from the street is a real nuisance.

      سر و صدای خیابان مزاحمتی واقعی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • nuisance
  • disturbance
  • annoyance

متضادها (انگلیسی)

  • comfort
  • convenience

ترکیب‌های رایج

  • sexual harassment
  • telephone harassment

واژه‌های مرتبط

  • harass
  • bother