انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
harmonious
همساز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- همساز
- هماهنگ
- سازگار
معنی و کاربرد
همساز
adjective — صفتEnglish meaningIn agreement or accord; forming a pleasing combination; consonant in music.
هماهنگ و سازگار
Their voices were harmonious.
صدایشان همساز بود.
The two plans are harmonious.
این دو طرح با هم همسازند.
هممعنیها (انگلیسی)
- compatible
- concordant
- melodious
متضادها (انگلیسی)
- discordant
- incompatible
ترکیبهای رایج
- همساز بودن
یادداشت کاربرد
همساز هم به معنای هماهنگ و هم در موسیقی به معنای خوشآهنگ است.
واژههای مرتبط
- هماهنگ