پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

harmonious

هم‌ساز به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • هم‌ساز
  • هماهنگ
  • سازگار

معنی و کاربرد

  1. هم‌ساز

    adjective — صفت
    English meaning

    In agreement or accord; forming a pleasing combination; consonant in music.

    هماهنگ و سازگار

    • Their voices were harmonious.

      صدایشان هم‌ساز بود.

    • The two plans are harmonious.

      این دو طرح با هم هم‌سازند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • compatible
  • concordant
  • melodious

متضادها (انگلیسی)

  • discordant
  • incompatible

ترکیب‌های رایج

  • هم‌ساز بودن

یادداشت کاربرد

هم‌ساز هم به معنای هماهنگ و هم در موسیقی به معنای خوش‌آهنگ است.

واژه‌های مرتبط

  • هماهنگ