انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
head
سر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سر
- رأس
معنی و کاربرد
سر
noun — اسمEnglish meaningThe upper part of the human body containing the brain, eyes, and mouth.
بخش بالای بدن
He nodded his head.
او سرش را تکان داد.
She has a headache.
او سردرد دارد.
شکلهای واژه
- plural
- heads
هممعنیها (انگلیسی)
- skull
- top
متضادها (انگلیسی)
- foot
- tail
ترکیبهای رایج
- head start
- head office
- shake one's head
یادداشت کاربرد
سر در فارسی علاوه بر عضو بدن، به معنای بالای هر چیز و نیز رئیس نیز به کار میرود.
واژههای مرتبط
- top
- leader