انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
healing
درمانگری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- درمانگری
- شفا
- معالجه
معنی و کاربرد
درمانگری
noun — اسمEnglish meaningThe process or practice of curing disease or injury.
کار درمان و بهبود بخشیدن
He devoted his life to healing.
او زندگیاش را وقف درمانگری کرد.
Traditional healing is still common in villages.
درمانگری سنتی هنوز در روستاها رایج است.
هممعنیها (انگلیسی)
- curing
- treatment
- therapy
ترکیبهای رایج
- art of healing
- spiritual healing
واژههای مرتبط
- cure
- heal