انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
health
سلامت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سلامت
- تندرستی
- بهداشت
معنی و کاربرد
سلامت
noun — اسمEnglish meaningThe state of being free from illness or injury; well-being.
She is in good health.
او در سلامت خوبی است.
Health is more important than wealth.
سلامت از ثروت مهمتر است.
هممعنیها (انگلیسی)
- well-being
- fitness
- soundness
متضادها (انگلیسی)
- illness
- sickness
ترکیبهای رایج
- good health
- health care