پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

healthy

سالم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سالم
  • تندرست
  • بی‌عیب

معنی و کاربرد

  1. سالم

    adjective — صفت
    English meaning

    In good health; free from illness or injury; beneficial to health.

    دارای سلامت

    • She is a healthy young woman.

      او زن جوان سالمی است.

    • Eating vegetables is healthy.

      خوردن سبزیجات سالم است.

شکل‌های واژه

comparative
healthier
superlative
healthiest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • well
  • fit
  • wholesome

متضادها (انگلیسی)

  • sick
  • unhealthy

ترکیب‌های رایج

  • healthy diet
  • healthy lifestyle
  • stay healthy

یادداشت کاربرد

سالم در فارسی هم به سلامت جسم و هم به بی‌عیب بودن شیء گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط