انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
help
مدد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مدد
- کمک
- یاری
معنی و کاربرد
مدد
noun — اسمEnglish meaningThe action of helping someone; assistance.
کمک و یاری
Thank you for your help.
از مدد شما سپاسگزارم.
He asked me for help.
او از من مدد خواست.
With your help, we finished on time.
با مدد شما بهموقع تمام کردیم.
مدد (فعل)
verb — فعلEnglish meaningTo give assistance to someone.
کمک کردن
Can you help me carry this?
میتوانی در حمل این به من کمک کنی؟
She helped the old man cross the street.
او به پیرمرد در رد شدن از خیابان مدد کرد.
شکلهای واژه
- verb
- help
هممعنیها (انگلیسی)
- assistance
- aid
- support
متضادها (انگلیسی)
- hindrance
ترکیبهای رایج
- ask for help
- give help
- be of help
یادداشت کاربرد
مدد بیشتر در متون ادبی و رسمی و در ترکیبهایی مانند «مدد خواستن» به کار میرود.