انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
helper
یاریگر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- یاریگر
- یاور
- کمککار
- یاریدهنده
معنی و کاربرد
یاریگر
noun — اسمEnglish meaninga person who helps or assists
ادبی
She was a constant helper to the poor.
او یاریگری همیشگی برای نیازمندان بود.
He proved a faithful assistant.
او یاور وفاداری از آب درآمد.
هممعنیها (انگلیسی)
- assistant
- aider
- supporter
متضادها (انگلیسی)
- opponent
واژههای مرتبط
- یار
- کمککار