انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
hesitant
دودل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دودل
- مردد
- بیتصمیم
معنی و کاربرد
دودل
adjective — صفتEnglish meaningUnsure or slow to act because of doubt or uncertainty.
کسی که در تصمیم گیری تردید دارد
He was hesitant to speak.
او برای سخن گفتن دودل بود.
She gave a hesitant answer.
او پاسخی دودلانه داد.
Do not be hesitant about asking.
برای پرسیدن دودل نباش.
هممعنیها (انگلیسی)
- uncertain
- reluctant
- indecisive
متضادها (انگلیسی)
- confident
- decisive
ترکیبهای رایج
- hesitant to
- feel hesitant
- hesitant about
یادداشت کاربرد
دودل و مردد هم معنا هستند.