انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
hidden
پنهان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پنهان
- مخفی
- نهفته
معنی و کاربرد
پنهان
adjective — صفتEnglish meaningKept out of sight; not known or visible.
مخفی و پوشیده
The treasure was hidden under the floor.
گنج زیر زمین پنهان شده بود.
There is a hidden meaning in his words.
در حرفهای او معنایی پنهان است.
هممعنیها (انگلیسی)
- concealed
- secret
- invisible
متضادها (انگلیسی)
- visible
- obvious
ترکیبهای رایج
- hidden meaning
- hidden away
- hidden camera
یادداشت کاربرد
پنهان صفت است؛ فعل «پنهان کردن» به معنای مخفی کردن است.