انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
high-ranking
بلندمقام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بلندمقام
- عالیمقام
معنی و کاربرد
بلندمقام
adjective — صفتEnglish meaningHaving a high rank or important official position.
مقام و منصب بالا
A high-ranking official visited the city.
یک مقام بلندپایه از شهر بازدید کرد.
She is a high-ranking officer.
او افسری بلندمقام است.
هممعنیها (انگلیسی)
- high-level
- senior
متضادها (انگلیسی)
- low-ranking
ترکیبهای رایج
- high-ranking official
- high-ranking officer