انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
hindrance
جلوگیر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جلوگیر
- مانع
معنی و کاربرد
hindrance
noun — اسمEnglish meaningA thing that blocks or delays progress; an obstacle.
چیزی که مانع پیشرفت میشود
Lack of money was a hindrance.
کمبود پول یک جلوگیر بود.
He acted without hindrance.
او بدون مانع عمل کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- obstacle
- impediment
متضادها (انگلیسی)
- help
ترکیبهای رایج
- without hindrance
واژههای مرتبط
- hinder