پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

homeless

بی‌خانمان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌خانمان
  • آواره

معنی و کاربرد

  1. بی‌خانمان

    adjective — صفت
    English meaning

    Having no home or place to live.

    بی‌سرپناه و بدون خانه

    • The flood left many people homeless.

      سیل بسیاری را بی‌خانمان کرد.

    • He helped the homeless in winter.

      او در زمستان به بی‌خانمان‌ها کمک می‌کرد.

    • Homeless families slept in the park.

      خانواده‌های بی‌خانمان در پارک می‌خوابیدند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • destitute
  • displaced
  • vagrant

متضادها (انگلیسی)

  • housed
  • settled

ترکیب‌های رایج

  • the homeless
  • homeless people

یادداشت کاربرد

بی‌خانمان به کسی گفته می‌شود که سرپناه و خانه ندارد.

واژه‌های مرتبط