پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

homesick

دلتنگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دلتنگ
  • دل‌تنگی
  • بی‌قرار

معنی و کاربرد

  1. دلتنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Longing for home or for someone far away.

    اشتیاق به خانه یا عزیزان

    • She felt homesick for her family.

      برای خانواده‌اش دلتنگ بود.

    • I get homesick in winter.

      زمستان دلتنگ می‌شوم.

    • The song made him homesick.

      آن آهنگ دلتنگش کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • longing
  • nostalgic

متضادها (انگلیسی)

  • content

ترکیب‌های رایج

  • feel homesick

یادداشت کاربرد

دلتنگ هم به معنای نداشتن حوصله نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط