انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
hospital
مریضخانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مریضخانه
- بیمارستان
معنی و کاربرد
مریضخانه
noun — اسمEnglish meaningAn institution providing medical and surgical treatment for the sick and injured.
محلی برای درمان بیماران
He was taken to the hospital.
او را به مریضخانه بردند.
The hospital is near the park.
مریضخانه نزدیک پارک است.
هممعنیها (انگلیسی)
- infirmary
- clinic
ترکیبهای رایج
- go to hospital