انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
housebound
خانهنشین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خانهنشین
- منزوی
- گوشهنشین
معنی و کاربرد
خانهنشین
adjective — صفتEnglish meaningConfined to home; retired from public life.
در خانه مانده
He has been housebound for years.
او سالها خانهنشین بوده است.
The retired man lived quietly.
مرد خانهنشین آرام زندگی میکرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- secluded
متضادها (انگلیسی)
- active