پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

housebound

خانه‌نشین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خانه‌نشین
  • منزوی
  • گوشه‌نشین

معنی و کاربرد

  1. خانه‌نشین

    adjective — صفت
    English meaning

    Confined to home; retired from public life.

    در خانه مانده

    • He has been housebound for years.

      او سال‌ها خانه‌نشین بوده است.

    • The retired man lived quietly.

      مرد خانه‌نشین آرام زندگی می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • secluded

متضادها (انگلیسی)

  • active

واژه‌های مرتبط