انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
humble
افتاده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- افتاده
- فروتن
- متواضع
معنی و کاربرد
افتاده
adjective — صفتEnglish meaningHaving or showing a modest opinion of one's own importance.
توصیف کسی که فروتن و بیادعاست
He is a humble and kind man.
او مردی افتاده و مهربان است.
Despite his success, he remained humble.
با وجود موفقیتش، همچنان فروتن ماند.
افتاده
adjective — صفتEnglish meaningLow in rank or condition; not proud.
در جایگاه پایین یا ساده
She came from a humble family.
او از خانوادهای افتاده و ساده بود.
They lived in humble surroundings.
آنها در محیطی ساده و بیتکلف زندگی میکردند.
شکلهای واژه
- comparative
- humbler
- superlative
- humblest
هممعنیها (انگلیسی)
- modest
- unassuming
- meek
متضادها (انگلیسی)
- arrogant
- proud
ترکیبهای رایج
- humble opinion
- humble beginnings
- eat humble pie
یادداشت کاربرد
افتاده در فارسی به معنای فروتن و متواضع است.