پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

humble

افتاده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • افتاده
  • فروتن
  • متواضع

معنی و کاربرد

  1. افتاده

    adjective — صفت
    English meaning

    Having or showing a modest opinion of one's own importance.

    توصیف کسی که فروتن و بی‌ادعاست

    • He is a humble and kind man.

      او مردی افتاده و مهربان است.

    • Despite his success, he remained humble.

      با وجود موفقیتش، همچنان فروتن ماند.

  2. افتاده

    adjective — صفت
    English meaning

    Low in rank or condition; not proud.

    در جایگاه پایین یا ساده

    • She came from a humble family.

      او از خانواده‌ای افتاده و ساده بود.

    • They lived in humble surroundings.

      آن‌ها در محیطی ساده و بی‌تکلف زندگی می‌کردند.

شکل‌های واژه

comparative
humbler
superlative
humblest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • modest
  • unassuming
  • meek

متضادها (انگلیسی)

  • arrogant
  • proud

ترکیب‌های رایج

  • humble opinion
  • humble beginnings
  • eat humble pie

یادداشت کاربرد

افتاده در فارسی به معنای فروتن و متواضع است.

واژه‌های مرتبط