پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

hungry

گرسنه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گرسنه
  • گشنه
  • اشتهادار

معنی و کاربرد

  1. گرسنه

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling or showing the need for food.

    نیازمند غذا

    • The children were hungry.

      کودکان گرسنه بودند.

    • I am hungry; let's eat.

      من گرسنه‌ام؛ بیا غذا بخوریم.

شکل‌های واژه

comparative
hungrier
superlative
hungriest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • famished
  • starving
  • peckish

متضادها (انگلیسی)

  • full
  • sated

ترکیب‌های رایج

  • go hungry
  • hungry for
  • feel hungry

یادداشت کاربرد

گرسنه یعنی نیازمند غذا.

واژه‌های مرتبط

  • famished