انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
hunting
شکاری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شکاری
- شکار
معنی و کاربرد
شکاری
adjective — صفتEnglish meaningRelating to hunting; (of an animal) game.
وابسته به شکار
He carried a hunting rifle.
او تفنگ شکاری حمل میکرد.
The hunting dog chased the fox.
سگ شکاری روباه را دنبال کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- game
ترکیبهای رایج
- hunting rifle
- hunting dog
واژههای مرتبط
- hunt