پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

ice

یخ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • یخ

معنی و کاربرد

  1. یخ

    noun — اسم
    English meaning

    Frozen water, a hard cold solid.

    آب یخ‌زده و سخت و سرد

    • The lake was covered with ice.

      دریاچه پوشیده از یخ بود.

    • Put some ice in the glass.

      کمی یخ در لیوان بگذار.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • frost
  • glacier

ترکیب‌های رایج

  • ice cube
  • ice cream

واژه‌های مرتبط

  • icy