انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
idle
معطل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- معطل
- بیکار
- در انتظار
معنی و کاربرد
معطل
adjective — صفتEnglish meaningKept waiting or left without work; not active or in use.
کسی که منتظر مانده یا کارش بینتیجه رها شده است
We were kept idle for two hours.
ما دو ساعت معطل ماندیم.
The machine has been idle all day.
آن دستگاه تمام روز معطل و بیکار مانده است.
Do not leave the workers idle.
کارگران را معطل نگذار.
هممعنیها (انگلیسی)
- waiting
- inactive
- unoccupied
متضادها (انگلیسی)
- busy
- active
ترکیبهای رایج
- keep someone waiting
- sit idle
- idle time
یادداشت کاربرد
معطل هم به معنای در انتظار ماندن است و هم به معنای بیکار و از کار افتاده.