پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

idle

معطل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • معطل
  • بی‌کار
  • در انتظار

معنی و کاربرد

  1. معطل

    adjective — صفت
    English meaning

    Kept waiting or left without work; not active or in use.

    کسی که منتظر مانده یا کارش بی‌نتیجه رها شده است

    • We were kept idle for two hours.

      ما دو ساعت معطل ماندیم.

    • The machine has been idle all day.

      آن دستگاه تمام روز معطل و بی‌کار مانده است.

    • Do not leave the workers idle.

      کارگران را معطل نگذار.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • waiting
  • inactive
  • unoccupied

متضادها (انگلیسی)

  • busy
  • active

ترکیب‌های رایج

  • keep someone waiting
  • sit idle
  • idle time

یادداشت کاربرد

معطل هم به معنای در انتظار ماندن است و هم به معنای بی‌کار و از کار افتاده.

معطل به انگلیسی - ineng.ir