انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
idle
بیکاره به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیکاره
- بیکار
معنی و کاربرد
بیکاره
adjective — صفتEnglish meaningNot working or being used; unoccupied.
وضعیت بیکاری
The machines stood idle.
دستگاهها بیکاره ماندند.
He was idle all day.
او تمام روز بیکار بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- inactive
- unoccupied
متضادها (انگلیسی)
- busy