پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

ill-fated

بدانجام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدانجام
  • بدفرجام
  • شوم

معنی و کاربرد

  1. بدانجام

    adjective — صفت
    English meaning

    Ending badly; destined for a bad outcome.

    وصف چیزی که سرانجامش بد است

    • It was an ill-fated plan.

      این نقشه‌ای بدانجام بود.

    • The ill-fated journey was abandoned.

      سفر بدانجام رها شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • doomed
  • unlucky

متضادها (انگلیسی)

  • auspicious

واژه‌های مرتبط