انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
ill-fated
بدانجام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدانجام
- بدفرجام
- شوم
معنی و کاربرد
بدانجام
adjective — صفتEnglish meaningEnding badly; destined for a bad outcome.
وصف چیزی که سرانجامش بد است
It was an ill-fated plan.
این نقشهای بدانجام بود.
The ill-fated journey was abandoned.
سفر بدانجام رها شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- doomed
- unlucky
متضادها (انگلیسی)
- auspicious