انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
illegitimate
نامشروع به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نامشروع
- غیرقانونی
- ناروا
معنی و کاربرد
نامشروع
adjective — صفتEnglish meaningNot allowed by law or by the rules; unlawful.
کاری برخلاف قانون
The court declared the deal illegitimate.
دادگاه آن معامله را نامشروع اعلام کرد.
They gained power by illegitimate means.
آنها با روشهای نامشروع به قدرت رسیدند.
حرامزاده
adjective — صفتEnglish meaningBorn to parents who are not married to each other.
فرزند زادهشده از رابطهٔ غیرشرعی
In the old law the child was called illegitimate.
در قانون قدیم آن کودک را نامشروع میخواندند.
The term illegitimate is no longer used for children.
دیگر واژهٔ نامشروع برای کودکان به کار نمیرود.
هممعنیها (انگلیسی)
- unlawful
- invalid
- bastard
متضادها (انگلیسی)
- legitimate
- lawful
ترکیبهای رایج
- illegitimate child
- illegitimate government
یادداشت کاربرد
نامشروع هم به کار خلاف قانون و هم به فرزند خارج از پیوند زناشویی گفته میشود.