پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

illiterate

بیسواد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بیسواد
  • امی

معنی و کاربرد

  1. بیسواد

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to read or write.

    ناتوان از خواندن و نوشتن

    • Many adults in the village are illiterate.

      بسیاری از بزرگسالان روستا بیسوادند.

    • He was illiterate until he was thirty.

      او تا سیسالگی بیسواد بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unlettered
  • uneducated

متضادها (انگلیسی)

  • literate
  • educated

ترکیب‌های رایج

  • functionally illiterate

واژه‌های مرتبط