انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
illness
بیماری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیماری
- مرض
- ناخوشی
معنی و کاربرد
بیماری
noun — اسمEnglish meaningA disease or period of sickness affecting the body or mind.
دربارهٔ وضعیت ناخوشی و مرض
She missed work because of illness.
او به دلیل بیماری از کار غیبت کرد.
He recovered from a serious illness.
او از یک بیماری جدی بهبود یافت.
Illness kept him at home.
بیماری او را در خانه نگه داشت.
شکلهای واژه
- plural
- illnesses
هممعنیها (انگلیسی)
- sickness
- disease
- ailment
- malady
متضادها (انگلیسی)
- health
- wellness
ترکیبهای رایج
- serious illness
- mental illness
- recover from illness
واژههای مرتبط
- sickness
- disease