پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

illogical

غیرمنطقی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غیرمنطقی
  • نامعقول
  • بی‌منطق

معنی و کاربرد

  1. غیرمنطقی

    adjective — صفت
    English meaning

    not based on reason or sound logic

    • His argument was illogical.

      استدلال او غیرمنطقی بود.

    • Fear often makes people unreasonable.

      ترس اغلب مردم را غیرمنطقی می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • irrational
  • unreasonable
  • absurd

متضادها (انگلیسی)

  • logical
  • reasonable
  • rational

ترکیب‌های رایج

  • illogical conclusion

واژه‌های مرتبط

  • نامعقول
  • بی‌منطق