پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

illustrated

مصور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مصور
  • تصویردار
  • نگارین

معنی و کاربرد

  1. مصور

    adjective — صفت
    English meaning

    Containing pictures or illustrations.

    • She bought an illustrated book.

      او یک کتاب مصور خرید.

    • The magazine is richly illustrated.

      مجله به‌طور غنی مصور شده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pictorial
  • pictured
  • decorated

متضادها (انگلیسی)

  • plain
  • unillustrated

ترکیب‌های رایج

  • illustrated book
  • illustrated magazine