انگلیسیبه فارسیadverb — قید
immediately
فورا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فورا
- بیدرنگ
- بلافاصله
معنی و کاربرد
فورا
adverb — قیدEnglish meaningAt once; without any delay.
بدون هیچ درنگی
Come here immediately.
فورا اینجا بیا.
He immediately agreed to help.
او فورا پذیرفت که کمک کند.
The ambulance arrived immediately.
آمبولانس فورا رسید.
هممعنیها (انگلیسی)
- instantly
- at once
- right away
متضادها (انگلیسی)
- later
- eventually
ترکیبهای رایج
- immediately after
- immediately available
یادداشت کاربرد
فورا قید زمان است و بر انجام بیدرنگ کار تأکید دارد.
واژههای مرتبط
- instantly