پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

immediately

فورا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فورا
  • بی‌درنگ
  • بلافاصله

معنی و کاربرد

  1. فورا

    adverb — قید
    English meaning

    At once; without any delay.

    بدون هیچ درنگی

    • Come here immediately.

      فورا اینجا بیا.

    • He immediately agreed to help.

      او فورا پذیرفت که کمک کند.

    • The ambulance arrived immediately.

      آمبولانس فورا رسید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • instantly
  • at once
  • right away

متضادها (انگلیسی)

  • later
  • eventually

ترکیب‌های رایج

  • immediately after
  • immediately available

یادداشت کاربرد

فورا قید زمان است و بر انجام بی‌درنگ کار تأکید دارد.

واژه‌های مرتبط

  • instantly