انگلیسیبه فارسیadverb — قید
immediately
بلادرنگ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بلادرنگ
- بیدرنگ
معنی و کاربرد
بلادرنگ
adverb — قیدEnglish meaningWithout any delay; at once.
بدون درنگ
He left immediately.
او بلادرنگ رفت.
Call the doctor immediately.
بیدرنگ به پزشک زنگ بزن.
هممعنیها (انگلیسی)
- at once
- instantly
متضادها (انگلیسی)
- later
واژههای مرتبط
- promptly