پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

immersed

غوطه‌ور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غوطه‌ور
  • فرورفته

معنی و کاربرد

  1. غوطه‌ور

    adjective — صفت
    English meaning

    Completely submerged in liquid; deeply involved in something.

    • The children were immersed in the pool.

      کودکان در استخر غوطه‌ور بودند.

    • He was immersed in his studies.

      او غرق در درس‌هایش بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • submerged
  • engrossed

ترکیب‌های رایج

  • immersed in

واژه‌های مرتبط

  • submerge
  • absorb