انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
immersed
غوطهور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غوطهور
- فرورفته
معنی و کاربرد
غوطهور
adjective — صفتEnglish meaningCompletely submerged in liquid; deeply involved in something.
The children were immersed in the pool.
کودکان در استخر غوطهور بودند.
He was immersed in his studies.
او غرق در درسهایش بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- submerged
- engrossed
ترکیبهای رایج
- immersed in
واژههای مرتبط
- submerge
- absorb