پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

imminent

قریب‌الوقوع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قریب‌الوقوع
  • نزدیک

معنی و کاربرد

  1. قریب‌الوقوع

    adjective — صفت
    English meaning

    About to happen very soon.

    چیزی که به‌زودی رخ می‌دهد

    • A storm is imminent.

      طوفانی قریب‌الوقوع است.

    • The danger was imminent.

      خطر قریب‌الوقوع بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • impending
  • approaching
  • looming

متضادها (انگلیسی)

  • distant
  • remote

ترکیب‌های رایج

  • imminent danger
  • imminent collapse

واژه‌های مرتبط

  • impending